اسماعيل بن محمد مستملى بخارى

1874

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى )

ص 273 ، س 5 : هُوَ الَّذِي يُصَوِّرُكُمْ . . . خدا كسى است كه شما را در رحم‌ها چنان‌كه بخواهد صورت مىبخشد . ص 273 ، س 6 : الخالق البارى . . . خداى آفرينندهء صورت‌بخش . ص 273 ، س 6 : وَ صَوَّرَكُمْ فَأَحْسَنَ . . . شما را پيكر نگاشت و نيكو نگاشت . ص 276 ، س 18 : لا يشغله شأن . . . خدا را هيچ كارى از كار ديگر باز نمىدارد . ص 278 ، س 14 : وَ لا يَؤُدُهُ . . . نگهدارى آسمانها و زمين بر خدا سنگينى نمىكند . ص 278 ، س 16 : أَ فَعَيِينا . . . آيا ما از نخستين آفرينش در رنج افتاديم ؟ ص 278 ، س 21 : تنام عيناى . . . چشمان من مىخوابند ولى دل من نمىخوابد . ص 278 ، س 27 : لا يمسنا فيها . . . ما را در بهشت هيچ رنج و خستگى در نمىرسد . ص 280 ، س 29 : اللَّهُ الَّذِي خَلَقَكُمْ . . . خداوند كسى است كه شما را ناتوان آفريد و پس از ناتوانى نيرومندى بخشيد و پس از آن پيرى و ناتوانى آورد . ص 284 ، س 2 : يَعْلَمُ السِّرَّ وَ . . . خداوند راز را مىداند و از آن پنهان‌تر را نيز . ص 284 ، س 26 : لِلَّهِ الْأَمْرُ مِنْ . . . كار ، خدا را است از پيش و از پس . يعنى پيش از هر پيش و پس از هر پس . ص 285 ، س 9 : وَ لا تُجادِلْ عَنِ . . . از آن كسانى دفاع مكن كه به خود خيانت مىكنند .